مهمون کوچولو
گل دختری این هفته دوست بابامرتضی عمومهدی با خانومشون خاله مرضیه و دخمل کوچولوشون مهگل جون(به قول شما مه لو ) اومده بودن پیشمون وحسابی با هم خوش گذروندیم،مخصوصا شما چون همش بیرون بودیم و حسابی خوش به حالت بود،تا حالا بچه کوچیکتر از خودت دور و برت نبوده و رفتارت برام جالب بود،اسباب بازی هاتو نمی دادی ومیگفتی اخه ،دلیل می آوردی برای ندادنت ،ولی خیلی دوسش داشتی مهگلی هم شما رو خیلی دوست داشت و با صدات میخندید شما هم همش میگفتی میخنه (می خنده) برات جالب بود که میخندید لابد چون کوچولو بود فکر میکردی عروسکه سوار روروئکش میشدی مهمونها دوشنبه اومدن و ما سه شنبه رفتیم خلخال،محل سربازی بابا،خیلی جاده ی قشنگی بود وخیلی خنک،شب هم توج...
نویسنده :
مامان منیژه و بابا مرتضی
19:08












